خاطره مثل درختيست تناور در خاك

        مثل دريايي از احساس شناور در خاك
 
خاطره پنچره اي رو به بهشت ايام
 
       مثل اعجاز شكوفايي باور در خاك

خاطره يك بغل احساس دل تنگ شماست

       ياد ايام سفر كرده سراسر در خاك

خاك اما نه همان خاك زمستاني و سرد

         خاك پهلو زده بر عرش تناور در خاك

من پرم از همه ي خاطره هاي روشن
 
       مثل فانوس پر از سوز منور در خاك

سوز يعني كه بسوزي و بسازي با خود

       يعني احساس كني فاصله ها را تا خود

حاليا حال سفر داري اگر بسم الله

        با خودت سوز جگر داري اگر بسم الله

مثل دلتنگ ترين مرغ مهاجر با من
 
       داستان غم بي حد مسافر با من

ترم هايي كه مرا عشق خداوند اموخت

        علم وايمان و شكوفايي و لبخند آموخت

درس هايي كه اساتيد به ما مي دادند

         درس آزادي و توحيد به ما مي دادند؟

لحظه هايي كه فقط بوي طراوت مي داد

       دل ما را به دل تنگ تو عادت مي داد...

اينهمه خاطره چون در و گهر اما حيف

       جزوه هاي پر از ابهام هنر اما حيف

خاطراتي كه پر از عطر اقاقي هستند

       در نهانخانه ي دل جاري وباقي هستند

خاطره مثل درختيست تناور در خاك

         مثل دريايي از احساس شناور در خاك 
 
 
بر گرفته از وبلاگ آتش عشق 


نوشته شده توسط امين | ۳۱ تير ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۲:۰۶ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

[ ۱ ]

تمام حقوق متعلق به npn ميباشد